كاملاً توضيح داد. ناپديد شدن تدريجي جذام عجيب بود، ولي نه به‌اندازه‌ٴ شيوع ناگهاني و عظيم آن در سراسر اروپا. اين امر اسرارآميزتر است‌. چون جذام‌، با اين‌كه واگيردار است‌، داراي واگيري سريع نيست (مقدمه‌، 2، 900) و به‌علاوه ارتباط با برخي كشورها، مثلاً ايسلند، در آن زمان نسبتاً ناچيز بود.1
جدا كردن جذامي از جامعه‌اش‌، كه كار بسيار سنگيني بود، بدون يك روش مشخص ميسر نبود. به دلايلي‌، و احتمالاً به‌علت تعليمات كتاب مقدس‌، دربسياري موارد اين‌كار به‌دست‌ كشيشان صورت گرفت و تا قرن‌ها در حوزه‌ٴ قضايي كليسا باقي ماند.2 تصميم به‌وسيله‌ٴ ((مقام‌)) كليسا يا اسقف گرفته مي‌شد؛ ولي در برخي شهرها اين اختيار در دست مقامات شهر، يعني افراد غير كليسايي بود. داوران معمولاً عبارت بودند از سرپرست كليسا يا نمايندگانش‌، كارشناس‌ جذام‌، دلاكان (سلماني‌ها) و بعدها جراحان يا پزشكان‌؛ مداخله‌ٴ متخصصان پزشكي در اين امر پيش از سده‌ٴ چهاردهم بايد بسيار استثنايي بوده باشد. يك عقيده‌ٴ ازپيش پذيرفته شده وجود داشت ــ كه تدريجاً سست شد، ولي در بسياري جاها برافتادني نبود ــ كه تشخيص جذام به‌ جاي اين‌كه يك كار پزشكي باشد، شغلي روحاني است‌. تاريخ كامل جذام و معالجه‌ٴ آن يا بهتر بگوييم خلاصي از شرّ مبتلايان به آن را در اينجا نمي‌توان تلخيص كرد، زيرا مقررات از جايي به‌ جايي و از زماني تا زماني ديگر فرق مي‌كرد و افراد مختلف مي‌توانستند آن را به صورت‌هاي‌ متفاوتي اجرا كنند، زيرا منش آنان از قديسي تا آدم‌كشي و از فرهيختگي تا درنده‌خويي تفاوت داشت‌.
جريان رسيدگي به جذام از طريق تعدادي اسناد بايگاني‌ها به‌خوبي شناخته شده است‌.3 اكثريت عظيم اين اسناد مربوط به بعد از سده‌ٴ چهاردهم است‌؛ اين نگراني وجود دارد كه‌ پيگيري‌هاي اوليه (بهتر است بگوييم مقدم بر سده‌ٴ پانزدهم‌) كم‌تر جنبه‌ٴ رسمي و فني داشته و داوري تاحدي به‌دلخواه بوده است‌.


1 .جذام در بسياري مناطق استوايي و نيمه‌استوايي تا به‌امروز باقي است‌، ولي سير نزولي دارد، هرچند جاهايي هم هستند، مانند كالدونياي جديد كه در واقع‌ در حال افزايش است‌. احتمالاً پس‌از جنگ در بسياري نقاط دوباره جذام پديدار خواهد شد.
2 .اداره‌ٴ جذاميان به‌وسيله‌ٴ بسياري از شوراهاي كليسايي بحث و تنظيم شده است‌. قبلاً به شوراي آنكورا (آنكارا) در سال 314 اشاره شد. شوراي سوم لاتران‌(1179) توجه زيادي به آنان معطوف داشت و جذاميان را به دو رده تقسيم كرد، كساني كه در جذام‌خانه‌ها نگه‌داري مي‌شدند و بايستي هميشه در آنجا مي‌ماندند، و كساني كه تاحدي از آزادي برخوردار بودند و اجازه داشتند ازدواج كنند. درمورد جذاميان جنوب فرانسه‌، در سال 1326 در مجمع مُرسانكس‌ (لانس ـ گاسكوني‌) و در سال 1368 در لاور (تارن‌، لانگدوك‌) تصميماتي گرفته شد.
3 .مثلاً نك به موردي در سال 1327 در نيم كه ژانْسِـلم گزارش كرده (ص 51، 1931)، يا به تصميم‌گيري‌هاي قضايي و حقوقي داوران وين‌، كهE. Wickersheimer  (AGM2, 434, 1909) [كلن‌، 1357] منتشر كرده و در نوع خودش قديم‌ترين است‌؛ هم‌چنين نك (K. Sudhoff (AGM 4, 370-77, 1911، [وين 1380، كنستانس‌، 1397] و غيره‌.